• شنبه ۲۸ اردیبهشت ماه، ۱۳۹۸ - ۰۸:۳۷
  • دسته بندی : فرهنگی و هنری
  • کد خبر : 982-1087-5
  • خبرنگار : ----
  • منبع خبر : ----

نیم نگاهی بر نمایش «زخم زبون» در ایزدشهر

نمایش «زخم زبون» به نویسندگی و کارگردانی حمیدرضا گل محمدی تواندشتی که از 16 تا 20  اردیبهشت 98  به تهیه کنندگی موسسه فرهنگی هنری پژواک هنر آرمان و با همکاری کانون تئاتر سیاوشان جهاد دانشگاهی واحد مازندران و اداره فرهنگ ارشاد اسلامی شهرستان نور در ایام ماه مبارک رمضان در پلاتو اختصاصی موسسه فرهنگی هنری پژواک هنر آرمان درایزدشهر روی صحنه رفت.

به گزارش ایسنا مازندران،دراماتورژی این نمایش را مهدی نصراله زاده عهده دار بود و سما کابلی به عنوان دستیار کارگردان، طراح صحنه، لباس و گریم، مائده نائیجی به عنوان منشی صحنه ، نیکو واحدی به عنوان طراح پوستر و برشور و مظاهر حسین پور به عنوان مسوول تدارکات یاری گر این نمایش بودند.

فاطمه گل محمدی تواندشتی به عنوان قصه گو، یاسمین تقی نژاد در نقش ماهتوننا، محمد مهدی شریف پور در نقش شیر، رضا اسماعیل زاده در نقش کلاغ، نرگس نیاز پور، امیر محمد احمد زاده عربی ، سارینا حق تعالی، مهدیس هاشمی، محمد مهدی رحمتی و امیرحسین اقبالی در نقش درختان جنگلی در این نمایش به ایفای نقش  پرداختند.

امید ارجمندی به عنوان سرپرست گروه موسیقی، علیرضا نصراله زاده به عنوان نوازنده پیانو، علیرضا اکبری به عنوان نوازنده دایره و جواد هاشمی به عنوان نوازنده کاخن اجرای موسیقی زنده این نمایش را بر عهده داشتند و امیرحسین اقبالی، رضا اسماعیل زاده، امیر محمد احمدزاده عربی، نرگس نیاز پور، مهدیس هاشمی، محمد مهدی رحمتی و فاطمه گل محمدی تواندشتی به عنوان هم سرایان در این  نمایش همکاری داشتند.

نویسنده با توجه به مسایل اخلاقی، تربیتی و آموزشی با مضمونی شاد و آموزنده برای کودکان و نوجوانان برگرفته از یک ضرب المثل ایرانی با انتقال مفاهیم به مخاطب، اقدام به نوشتن این متن کرده است، نمایش به ماجرای پیرزنی می پردازد که در جنگل به کمک شیری بر می آید تا خاری را که موجب عذابش شده از پایش بیرون آورد، یاری پیرزن به شیر موجب دوستی آن ها می شود اما در ادامه این دوستی به دلیل زخم زبونی که از سوی دختر پیرزن به شیر زده می شود دوستی آن دو به هم می خورد.

کارگردان با توجه به شخصیت های ظاهری و درونی بازیگران، انتخاب های خوبی را داشته و در این مورد خوب عمل کرده است.

  نواخته شدن موسیقی آرام پیانو قبل از شروع نمایش تا استقرار تماشاگران در روی صندلی ها، ورود قصه گو با نواخته شدن موسیقی اصلی نمایش و ارتباط خوب قصه گو با مخاطبان آغاز خوبی را برای این نمایش رقم زد و  مخاطبان را راغب دیدن ادامه نمایش کرد.

با توجه به اینکه این نمایش اجرایش برای رده سنی کودک و نوجوان بود اما والدین این قشر به همراه فرزندانشان در سالن  حضور داشتند که قصه گو توانست با والدین آن ها نیز ارتباط خوبی برقرار کند، این امر نقطه قوتی برای این نمایش و قصه گو بود.

توجه به اینکه بازیگران این نمایش که هنر جویان رشته تئاتر و جزء بازی اولی ها و بازی دومی ها بودند، اما ایفاگران نقش این نمایش از بازی خوب و روان و بدون غل و غشی برخوردار بودند و توانستند نقش های خوب و قابل قبول و روانی را از خود برجای بگذارند و کارگردان را از خود راضی نگه دارند.

بازیگر نقش شیر«سلطون» از انعطاف بدنی  و بیان بسیار خوبی برخوردار بوده و نسبت به سایر بازیگر یک سروگردن بالاتر بود.

موسیقی زنده و برگرفته از اقوام ایرانی، ارتباط بین بازیگر نقش شیر«سلطون» با نوازندگان دف، پیانو و کاخن و گاها درگیری شیر«سلطون» با آن ها کاری نو و جلوه خاصی به نمایش بخشیده بود که نشانگر قوت کار و روند رو به رشد نمایش است.

با توجه به اینکه نمایش نامه به زبان فارسی نوشته شده و اجرای آن نیز  به زبان فارسی ارایه شد اما انتخاب نام اشخاص بازی توسط نویسنده برگرفته از فرهنگ بومی محلی مازندران است و بازیگران این نمایش پیرزن «ماهتو ننا»، شیر«سلطون»،  دخترپیرزن «گل بهار» و کلاغ «کورکلاج» و درختان جنگلی به اسامی افرا، ممرز، موزی، سرخدار، توسکا، نمدار و غیره از اسامی مازندرانی برخوردار بودند که به نحوی القاگر فرهنگ بومی استان بودند.

فضای صحنه ساده و بی آلایش نمایش و نمادهای استفاده شده تداعی گر موقیعت جغرافیایی روستاییان منطقه جنگلی مازندران بود که نشانگر موفقیت طراح صحنه است، در طراحی لباس نیز به تن پوش های بومی محلی توجه خاصی شده بود که برگرفته از دو فرهنگ گیلان و مازندران بود، تن پوش قصه گو  برگرفته از خطه غربی استان مازندران بود که اشتراکی هم با تن پوش های زنان گیلانی دارد و تن پوش های ماهتو ننا و گل بهار  هم از شلیطه شلوار که پوشش زنان مازندرانی است استفاده شد و گریم نیز در خدمت کار بود.

یکی از نکات جالب توجه در این نمایش این بود که بازیگرانی که در نقش درختان جنگلی که با تن پوش هایی در صحنه حضور داشتند با عکس العمل های  مناسب خود در طول نمایش، زیبایی خاصی را ایجاد می کردند و در زمانی که  هر بازیگر شروع به آواز خواندن می کرد، درختان جنگل نیز به عنوان هم سرایان  با شخصیت ماهتو ننا، سلطون، گل بهار و غیره هم سرایی می کردند .

در انتهای نمایش نیز با موقعیت زیبایی روبرو می شویم که شخصیت ها با حضور در صحنه و خوش و بش کردن با یکدیگر و خواندن آواز دسته جمعی از مخاطبان خداحافظی کرده و پس از پایان آواز، نمایش با معرفی بازیگران به پایان می رسد. با توجه به اینکه این نمایش کار پایان دوره هنرجویان تئاتر موسسه بود، اما کارگردان موفقیت بسیار خوبی را در اجرای این کار  به همراه داشت.


انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: