• دوشنبه ۱۶ بهمن ماه، ۱۳۹۶ - ۱۳:۱۶
  • دسته بندی : اجتماعی
  • کد خبر : 9611-8614-5
  • خبرنگار : 49014
  • منبع خبر : ----

گفت و گو با مردی از جنس انقلاب؛

از "شعارنویسی علیه رژیم پهلوی"تا"تحقق اقتصاد مقاومتی در خانه"

انسان‌های بزرگ و موفق همواره در پی تغییر و ایجاد شرایط جدید برای رشد و پیشرفت هستند که در راستای سربلندی خود، موجب سرافرازی دیار خود نیز می‌شوند.

این افراد کسانی هستند که با کمترین ادعا، بیشترین ثمره را برای خود، خانواده، جامعه و کشورشان داشته اند و در این میان هرگز از کوتاهی‌ها و کاستی‌ها ننالیدند و همانند یک سرباز در رکاب توسعه شهر، استان و کشور خود گام برداشته اند.

حسن ذاکری یکی از آن افرادی است که در گفت‌ و‌ گو با وی از روزهای پر رمز و راز انقلاب تا دفاع مقدس و پس از آن خدمت به مردم در نهادهای انقلابی و دوران بازنشستگی چیزی جز قناعت، وفاداری، پیشرفت و موفقیت استخراج نمی‌شود.

وی در گفت‌ و‌ گو با ایسنا مازندران می‌گوید: جهاد هنوز به پایان نرسیده است و انسان‌هایی موفق هستند که بتوانند کارهایی را انجام دهند که به نفع خود و جامعه‌شان باشد.

ذاکری با اشاره به اینکه با وجود سختی های فراوانی که در زندگی متحمل شدم هرگز دست از تلاش برنداشتم، گفت: آگاهی از وضعیت جامعه و کشور می تواند مانعی در برابر ایجاد آسیب های اجتماعی باشد که به وفور در جامعه دیده می شود.

به گزارش ایسنا مازندران، گفت‌ و‌گو با حسن ذاکری، فردی که در دوران انقلاب با فعالیت گسترده خود، یکی از افرادی بود که حماسه بهمن را رقم زد، تولیدکننده محصولات خانگی، دامدار و کشاورز ساروی را در ادامه بخوانید.

در یک خانواده مذهبی به دنیا آمدم،پدربزرگم روحانی فعال در دوران رضا شاه و پدرم نیز شاعر و مداح اهل بیت بود.چهار برادر و یک خواهر بودیم، چون در خانواده ای مذهبی رشد می کردیم و می بالیدیم همواره حضوری فعال در فعالیت های دینی و انقلابی داشتیم. پدرم در سن جوانی چند روز پس از سفر مکه دارفانی را در حال یکه کودکی 10 ساله بودم وداع گفت.

*جوانی ام در انقلاب گذشت

در 14 سالگی بر روی پای خود ایستاده بودم چرا که بدون پدرم زندگی کمی سخت می گذشت؛ شب ها درس می خواندم، روزها کار می کردم، توان اقتصادی ضعیفی داشتیم، منبع درآمد فقط کارگری بود اما ضربه بزرگتری که زندگی به ما تحمیل کرد از دست دادن بزرگترین پناهگاه خستگی هایم، مادرم بود.

اوج شروع زمزمه های انقلاب مصادف با اوج جوانی ام بود.19سال بیشتر نداشتم به واسطه همان پیشینه مذهبی که در وجود من و برادرهایم ریشه دوانده بود، همکلام و هم نفس با دیگر مردم در راهپیمایی ها و تظاهرات شرکت می کردیم. سال های 55 تا 57 ساواک شدیدا افراد انقلابی را دستگیر می کرد، در ساری این سخت گیری بیشتر بود. اما هیچ چیز نمی توانست از شور و حرارت انقلابی ما کم کند. اعلامیه های امام خمینی توسط حجت الاسلام رضوانی در روستای پاشاکلا منتشر و  توسط برادرم توزیع می شد. من و دوستانم هم می خواستم سهم کوچکی در بیداری افکار مردم نسبت به رژیم پهلوی داشته باشیم پس  نوشتن شعارها را یاد می گرفتیم و بر دیوارها شبانه شعار می نوشتیم.

*پیروزی انقلاب؛خاطره ای که فراموش نمی شود

 سال های بیداری با تمام  وحشی گری ها رژیم پهلوی برای ما شیرین دلپذیر بود و همه جان خود را در دستانشان می گرفتند و به تطاهرات می آمدند؛ این وحدت و هم بستگی میان مردم که از آرمان ها و باورهای یک ملت ریشه گرفته بود، با هدایت امام خمینی آنقدر ادامه پیدا کرد تا بالاخره آن روز تاریخی در سرمای زمستان رقم خورد. چشم ها و قلب های بیدار و آگاه منجر به رفتن شاه شد و رژیم پهلوی با تمام زورگویی ها فروپاشید و امام آمد. هیچ گاه این خاطرات شیرین از یاد رفتنی نیست و تمام این سال ها را با خاطرات آن دوران سپری می کنم.

*پس انقلاب همچنان در خط انقلاب

پس از پیروزی انقلاب در سال 60 وارد سپاه پاسداران شدم؛ دوران آموزشی خود را در جنگل های آمل و تنکابن پشت سر گذاشتم و در پاکسازی منافقان در جنگل های کیاسر سه سال عهده دار فرماندهی  بودم و چون فرهنگ آگاهی در مازندران بالا بود؛ منافقان نتوانستند به مقاصد شوم خود دست یابند و شکست خوردند. بعد از پاکسازی جنگل وارد بسیج شدم، حدود یکسال و نیم در جبهه غرب در کردستان رزمنده بودم و بعد از جنگ نیز در بنیاد شهید و امور ایثارگران انجام وظیفه کردم.

*گذران زندگی با الگوی اقتصاد مقاومتی

اکنون چهار فرزند، سه دختر و یک پسر دارم و پس از 30 سال دوران کارمندی به فعالیت های کشاورزی، باغداری و دامداری می پردازم.

بنا به فرمایشات رهبردر ورود به کار اقتصادمقاومتی، با توان اندکی که داشتم یک گاوداری کوچک راه اندازی کردم ،در گذشته چندین راس گاو و در حال حاضر 25 گوسفند پرورش دادم.

علاوه بر آن پرورش انواع طیور از جمله غاز، اردک، بوقلمون، مرغ وحشی و حدود دو هکتار زمین کشاورزی و باغ مرکبات دارم.

 حال بر اساس نگاه اقتصاد مقاومتی نیازی به بازار بیرون نداریم و در تامین مواد غذایی خودکفا هستیم

همسرم فردی فعال است و پا به پای من در تمامی این سال ها همیار و همراه بودند و چه بسا اگر او نبود نمی توانستم با آرامش خیال به فعالیت هایم بپردازم.


انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: