• سه شنبه ۹ آبان ماه، ۱۳۹۶ - ۱۲:۲۲
  • دسته بندی : اجتماعی
  • کد خبر : 968-4414-5
  • خبرنگار : 49003
  • منبع خبر : ----

من یک تالاسمی هستم!!!

 بیماران تالاسمی قائم شهر از برخی رفتارها در بیمارستان رازی قائم شهر گلایه دارند.

به گزارش ایسنا مازندران، محمد علیزاده رئیس انجمن تالاسمی شهرستان قائم شهر است. در یادداشتی به ایسنا از مشکلات خود و افرادی که بیماری مانند او دارند گفته است.

40 سالمه و از  ۵ سالگی بیمارستان رازی بخش تالاسمی خون می زنم، به جرات قسم می خورم کسی با سابقه تر از من و دکتر بابامحمودی بزرگ(خدا حفظشان کند) در این بیمارستان نیست! از نسل آقای دکتر که نمیدانم ولی از نسل ما، بزرگترمان عمو محمود خانلری بود که این پنجشنبه چهلمش است و آقا منوچهر حاجیان که پنجشنبه گذشته هفتمش ...

تالاسمی هایی که در کشورهای حالا دیگر جهان سومی دنیا، زندگی می کنند هم به واسطه درمان درست ۷۰ هشتاد سال را بی برو برگرد پر می کنند!

در اینجا اما تالاسمی ها به خاطر سیستم درمانی، قانون "سن که رسید به پنجاه، فشار میاد به چندجا" رو آنچنان حس می کنند که سال ها زودتر جان به جان آفرین راحت می شوند...

 

توقعمان زیاد است شاید!

 

از سیستم دارو و درمانی که با تغییر رئیس تغییر می کند و با یک خارجی داخلی شدن دارویت کهیر میزنی و آفتاب بالانس داخل قبری! انتظار داری نگهبان دم درش وقتی عوض شد به خاطر پارک کردن خودروی مدل پایینت داخل حیاط جایی که اینهمه سال فکر می کردی خانه دومت است کتک نخوری!؟

حالا تو هرچه بگو تا دیروز اجازه داشتیم!

او سینه سپر می کند و می گوید امروز من تصمیم می گیرم!

تا دیروز برای شما جا داشتیم الان دیگر فقط برای شاسی بلند بالاهایی جا داریم که می آیند برای درمان امثال تو...(اگر اینهمه درمانگر داریم چرا وضعمان این است!)

سال ها خیلی قبل، بعد از تزریق خون هیپاتیت سی وارداتی خوردیم!

بزرگتر که شدیم موقع تزریق خون از ترس پلک بر هم نزدیم تا چیزی دیگر نخوریم!

ولی بعد از تجربه امروز گویا سیستم درمانیمان قرار است رنگ دیگر به خود بگیرد و از همان ابتدای ورودی یه کتکی از نگهبانشان بخوریم تا شاید بر طول عمرمان افزوده شد!

اما به شخصه بعد از تجربه این روش درمانی تصمیم گرفتم دیگر از کمبود خون و دارو و تجهیزات بی کیفیت و بیمه و سیستم درمانی معیوب ننویسم که به آن عادت کرده ایم از امروز از سیستم معیوب نگهبانان قلچماغی می نویسم که پنجه بر گلویم گذاشتند و از همان ابتدای ورودی خواستند زحمت کادر درمانیشان را کم کنند که مبادا حیاط خانه پدریشان را بعد از این اشغال کنیم!

 

جناب دکتر شعبانی، رئیس محترم بیمارستان رازی

 

امیدوارم علاوه بر دارا بودن چنین نگهبانان ورزیده ای محوطه این بیمارستان مجهز به دوربین نیز باشد!

چون به جز خدای بزرگ که او هم حالا حالا ها با ما کاری ندارد تنها یک شاهد داشتم که آن هم از مراجعه کنندگان بود(که مدام می گفت چرا نگفتی تالاسمی هستی!؟) و مابقی از همکارانی بودند که یا از حیاط سهمی داشتند و یا برای همراهی همکارشان آمده بودند!

می ماند دوربینتان که اگر شرف داشته باشد به غیر از شاهکار نگهبان اول! فیلم هیجان انگیزی از نگهبان دوم مشاهده می کنید که دوان دوان از پشت سر به من حمله کرد!

الحق و الانصاف چنان مرا با کت تازه اتو کشیده ام مچاله کرد و تا نگهبانی کشان کشان برد که تا همین الان هماهنگ با قطره های این خون اهدایی از چشم و بینی ام آب می چکد!

جناب آقای دکتر؛ اعتراف می کنم در جلسه ای که با شما داشتیم تمام درخوستهایمان اشتباهی بود! همه آن حرفهارا پس می گیریم و تنها از شما تمنا داریم به نگهبانانتان بگویید مارا کتک نزنند.

و اگر خواستید باز هم برایتان نگهبانی دهند از نگهبان های شریف سال های قبلتان همچون بریجانی ها، قاسمی ها و غلامی ها درس مردانگی و نگاه بانی بیاموزند.

 منِ ناراضی، دیگر حتی بر روی تخت این بیمارستان رازی هم نمی خوابم، مبادا نگهبانی به خوابم بیاید.

آقای رئیس، نگرانی من اینجاست، شاید من با اینهمه ادعایم آنهم بعد از ۴۰سال یادگرفته باشم از حق خود دفاع کنم و در مقابل ظلم کوتاه نیایم و خود را حتی با این نوشته خالی کنم، ولی بعضی از دوستانم دستشان به جایی بند نیست و بعد از کتک خوردن شاید آه  بکشند و آنوقت دیگر حساب کتابتان با خدای آنهاست.

 

 


انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: